مجمع انتخابی هیات نجات غريق استان کرمانشاه در سالن جلسات شهید هادیان برگزار و "پيمان جاويدان"مجمع انتخابی هیات نجات غريق استان کرمانشاه به عنوان رییس این هیات انتخاب شد. در این مجمع که با حضور "خمجاني" دبير فدراسیون نجات غريق كشور و با حضور اعضاي مجمع برگزار شد "پيمان جاويدان" به عنوان رییس جدید این هیات برگزیده و معرفی شد. برپایه این گزارش؛ در ابتدا دو کاندیدای تصدی این پست به تشریح برنامه های خود پرداختند و در نهایت "پيمان جاويدان" با 11رای به عنوان فرد منتخب معرفی شد. در اين مجمع مدیر کل تربیت بدنی استان کرمانشاه گفت؛ خدمت به خلق، زمان و مكان ندارد و همه بايد درهر پست و مقامي همواره به فكر رضاي خداوند و خدمت به مردم باشيم. مهدي گرداني افزود؛ نظر مجمع مبناي ملاك است و هر كانديدايي كه توسط مجمع انتخاب شود مورد حمايت ما قرار خواهد گرفت.
سوال یک کاربر به نام سیروس
۱-مجمع انتخابی هیات نجات غريق استان کرمانشاه کیابودند؟
۲-آقای "پيمان جاويدان"که قبلا مورد غضب قرارگرفته بودوبرکنار شده بود.چطور محبوب شد؟
۳-نقش آقایان مجیدغفوری وسیددادوش هاشمی در عدم رای به دریابار و(اا)رای"پيمان جاويدان"تاچه حد بود؟
۴-سیاست خوب است یا دیانت؟کسانی که دین را زیر پا میگذارند وسیاسی عمل میکنند کیانند؟
|
سخنان حضرت آیتالله خامنهای درباره انتخابات و استفاده از واژه "جرم" برای رفتار برخی سیاسیون در "زیر سوال بردن انتخابات"، به موازات اینکه نوع نگاه نظام را به چگونگی برخورد با "مدعیان تقلب انتخاباتی" واضح کرد، دستگاه قضایی کشور را نیز در این باره در موضع پاسخگویی قرار داد. |
متن کامل سخنان حضرت آيتالله العظمی خامنهاي
- چرا نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟!
اين همه زحمت كشيده بشود، مردم بيايند، يك شركتِ به اين عظمت، يك نصابشكنى، يك ركودشكنى در دنيا در مردمسالارى، در دمكراسىاى كه اينقدر ادعايش را ميكنند، انجام بگيرد، بعد يك عده مفت و مسلّم بيايند بدون استدلال، بدون دليل، همان فرداى انتخابات بگويند: انتخابات دروغ است! اين كار كوچكى است؟! اين جرم كمى است؟! يك قدرى بايد منصف بود توى اين قضايا.

استاندار آتی کرمانشاه باید فردی کارآزموده و قوی تر باشد
نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی رفتن مهندس غفوری(استاندارفعلی کرمانشاه) از استانداری کرمانشاه را قطعی دانست.
مهندس سید دادوش هاشمی بعلت مخالفتهای جدی بقول شما معدود نمایندگان استان وبقول ما تعدادقابل توجه اي از نمايندگان وامامان جمعه وشخصيتهاي روحاني ،دانشگاهي ومعتمدين محله هاكه تاثير گذار در پيشبرد اهداف سرنوشت ساز استانمان ميباشند مواجه است واين امر همانطوركه نگذاشت ونتوانست مهندس غفوري بخوبي برآورنده انتظارات مردم استانی که افتخار 8 سال دفاع مقدس و دادن هزاران شهید و مجروح را در تاریخ خود ثبت نموده اندباشدو برآورده نمايد. درنتیجه ايشان هم نمي تواند موفق باشد .ضعفهای ساختاری و مدیریتی در استان کرمانشاه تنها دليل عدم موفقيت جناب غفوري وتيم كاري ابشان نيست ونمي باشد بلكه اين استان را تفرقه وتشتت ارا وگروه هاي موثر واصولگرا است كه موجبات اصلي دستيابي به خواسته ها وآرمانهاي پيشرفت وتوسعه كرمانشاه بوده وخواهد بود وبقول بزرگي از عرفا ودانشمندان كرمانشاهي از وقتي كه خسرو پرويز در كاخ طاقبستاني خود شخصا" نامه پيامبر اعظم را با بي احترامي وكفر كامل با دندانهاي خود پاره نمود وبه رود خانه كرمانشان ريخت ،مورد لعنت ونفرين رسول اكرم قرار گرفت كه فرموده باشد درخاك خسرو پرويز هيچگاه تفرقه ودودستگي از بينتان بيرون نرود وآب رودخانه سياه شد وبه نام قره سو معروف گرديد.ومنظور شما از حمایتهای قاطع مردمی و پشتیبانی معنوی از این مهندس جوان که قبلاٌ معاونت برنامه ریزی استانداری کرمانشاه را سکانداری می کردكيانند؟مگر راي گيري ورفراندوم برگزارشده ؟كي گفته كارتمام شد؟شد؟بايد استانداركرمانشاه كسي باشد كه همگان از او حمايت كنند نه يك طيف خاص واگرانتخاب استاندار با اجماع بزرگان وشخصيت هاي مومن وموثر باشدانشاءالله تفرقه ها وتشتت ها برطرف ميگردد.
عليرضا بهشتي نيز كه عصر امروز به سبك مهدي كروبي قصد بر هم ريختن نظم نمايشگاه را داشت، به فاصله كمتر از 15 دقيقه پس از ورود به نمايشگاه مجبور به فرار شد.

(عكس: علي مختاري)
به گزارش رجانيوز، عليرضا بهشتي ساعت 16:45 وارد شبستان مصلي تهران محل برگزاري نمايشگاه مطبوعات شد و تعدادي از افراد شعار "صل علي محمد بوي بهشتي آمد"، "مرگ بر ديكتاتور"، "جنبش سبز آماده قيام است" سردادند و نظم نمايشگاه مطبوعات را برهم زدند.

بهشتي سپس به غرفه روزنامه اعتماد رفت و در حالي كه تعدادي از افراد در حمايت از وي شعار سر ميدادند، جمع زيادي از بازديدكنندگان با تجمع مقابل غرفه اين روزنامه شعار "بهشتي دروغگو"، "بهشتي ننگ بهشتي شدي"، "دروغگو حيا كن، مصلي رو رها كن"، "دروغگو برو بيرون"، "دروغگو، دروغگو، 72 كشتهات كو"، "مرگ بر سيد امريكايي"، "بيبيسي، موسوي، پيوندتان مبارك" سردادند كه موجب شد وي در ميان حفاظت نيروهاي انتظامي از نمايشگاه مطبوعات فرار كند.

در حالي كه عليرضا بهشتي از نمايشگاه خارج شده بود، تعداد زيادي از بازديدكنندگان به نشانه اعتراض به برهم زدن نظم نمايشگاه از سوي بهشتي و تعداد معدودي از طرفدارانش، براي دقايقي شعارهاي "مرگ بر ضد ولايت فقيه"، "خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست"، "واي اگر خامنهاي حكم جهادم دهد"، "ماشاءالله، حزبالله سردادند" در حمايت از انقلاب اسلامي و رهبري سر دادند.
اين جمعيت در حالي كه در مقابل برهم زنندگان نظم نمايشگاه مانور وحدت دادند، با رسيدن به مركز نمايشگاه با دعا و صلوات به تجمع خود پايان دادند.
روز جمعه نيز مهدي كروبي با حضور در نمايشگاه اقدام به اخلال در نظم كرده بود كه با شعار "مرگ بر منافق" بدرقه شد و نتوانست بيش از 20 دقيقه در نمايشگاه بماند.
عضو خبرگان رهبری گفت: مركز مدیریت حوزه علمیه قم به زودی و به طور كامل مدارس علمیه كرمانشاه را ساماندهی میكند.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از مركز خبر حوزه، آیتالله حسن ممدوحی عضو مجلس خبرگان رهبری در جلسه مجمع طلاب و فضلای كرمانشاهی حوزه علمیه قم اظهار داشت: سرمایههای عظیم معرفتی و علمی در حوزه علمیه قم متمركز شده است.
وی در ادامه ظهار داشت: میتوان از این سرمایهها كمال استفاده را برای ترویج معارف اهل بیت (ع) برد.
عضو خبرگان رهبری با بیان اینكه ارزش طلاب تنها به میزان تحصیلات آنان نیست، اظهار داشت: معنویت مهمترین ویژگی طلاب به شمار میرود و خلوص نیت در حد اعلای علمی باید عامل تحرك و پویایی طلاب باشد.
ممدوحی افزود: مردم به آموزههای اخلاقی توجه دارند و این امر مسئولیت حوزویان را بیشتر میكند.
این استاد حوزه در پایان تصریح كرد: متاسفانه برخی مساجد كرمانشاه امام جماعات ندارند و طلاب و فضلای این شهر باید در رفع این مشكل تلاش كنند.


تاريخچه مسجد جمكران
مسجد جمکران، در 6 کیلومتری شهر مقدّس قم به طرف جادّه کاشان واقع شده است. این مکانِ با عظمت، تحت توجّهات و عنایات خاصّه حضرت بقیّة الله (عج) قرار دارد و خود آن حضرت از شیعیانشان خواسته اند که به این مکان شریف روی آورند.درباره تاریخچه مسجد جمکران، شیخ حسن بن مثله جمکرانی می گوید: من شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان سال 393 ه.ق در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه، جماعتی از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند برخیز و طلب امام مهدی (عج) را اجابت کن که تو را می خواند.آنها مرا به محلّی که اکنون مسجد (جمکران) است آوردند. چون نیک نگاه کردم، تختی دیدم که فرشی نیکو بر آن تخت گسترده شده و جوانی سی ساله بر آن تخت، تکیه بر بالش کرده و پیری هم پیش او نشسته است، آن پیر حضرت خضر علیه السّلام بود.پس آن پیر مرا بنشاند.حضرت مهدی (عج) مرا به نام خودم خواند و فرمود: «برو به حسن مُسلم، که در این زمین کشاورزی می کرد بگو که این زمین شریفی است و حق تعالی آن را از زمینهای دیگر برگزیده است و دیگر نباید در آن کشاورزی کنند.»گفتم: «لازم است که من دلیل و نشانه ای داشته باشم و الّا مردم حرف مرا قبول نمی کنند» آقا فرمودند: «تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما خودمان نشانه هائی برای آن قرار می دهیم و پیش سیّد ابو الحسن برو و به او بگو حسن مُسلم را احضار کند و سود چند ساله را که از زمین به دست آورده است وصول کند و با آن پول مسجد را بنا کند.»همچنین آقا دستور نماز مسجد را هم دادند و فرمودند: «و به مردم بگو: بدین مکان رغبت کنند و آن را عزیز دارندو چهار رکعت نماز در آن گذارند. دو رکعت اوّل به نیّت نماز تحیّت مسجد است که در هر رکعت آن یک حمد و هفت «قُلْ هُوَ اللهُ أحَدْ»خوانده می شود و در حالت رکوع و سجود هم هفت مرتبه ذکر را تکرار کنند. دو رکعت دوّم نیز به نیّت نماز صاحب الزّمان (عج) خوانده می شود، بدین صورت که سوره حمد را شروع می کنیم و چون به آیه «ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعین»می رسیم این آیه شریفه را صد مرتبه تکرار می کنیم و بعد از آن بقیّه سوره حمد را می خوانیم، بعد از پایان حمد سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أحَدْ»را فقط یک بار می خوانیم و به رکوع می رویم و ذکر«سُبْحانَ رَبّی الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِه»را هفت مرتبه، پشت سر هم تکرار می کنیم و ذکر هر کدام از سجده ها نیز، هفت مرتبه است. رکعت دوّم نیز به همین گونه است. چون نماز به پایان برسد و سلام داده شود یک بار گفته می شود:«لا إلهَ الّا الله»و به دنبال آن تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها خوانده شود و بعد از آن به سجده رفته و صد بار بگوید:«الّلهمَّ صلِّ علی محمّد وَ آلِ محمّد».آنگاه امام مهدی (عج) فرمودند: «هر کس این دو رکعت نماز (نماز صاحب الزّمان (عج)) را در این مکان (مسجد مقدّس جمکران) بخواند، مانند آن است که دو رکعت نماز در کعبه خوانده باشد.»چون من پاره ای راه آمدم، دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: «بزی در گلّه «جعفر کاشانی» است، آن را خریداری کن و بدین موضع آور و آن را بکش و بر بیماران انفاق کن، هر بیمار و مریضی که از گوشت آن بخورد، حق تعالی او را شفا دهد.»من سپس به خانه باز گشتم و تمام شب را در اندیشه بودم تا اینکه نماز صبح خوانده و سپس به سراغ «علی المنذر» رفتم و ماجرای شب گذسته را برای او نقل کردم و با او به همان موضع شب گذشته رفتم. وقتی که رسیدیم، زنجیرهائی را نزد «سیّد ابو الحسن رضا» رفتیم و چون به در خانه او رسیدیم، خادمان او گفتند که سیّد از سحر در انتظار توست و تو از جمکران هستی؟ به او گفتم: بلی، به درون خانه رفتم و سیّد مرا گرامی داشت و گفت: «ای حسن بن مثله، من در خواب بودم که شخصی به من گفت که حسن بن مثله نام از جمکران پیش تو می آید، هر چه گوید تصدیق کن و بر قول او اعتماد کن که سخن او سخن ماست، و قول او را رد نکن» و از هنگام بیدار شدن از خواب تا این ساعت منتظر تو بودم. آنگاه ماجرای شب گذشته را برای او تعریف کردم.سیّد بلافاصله فرمود تا اسبها را زین نهادند و بیرون آوردند و سوار شدیم. چون به نزدیک روستای جمکران رسیدیم گلّه گوسفند «جعفر کاشانی» نمایان شد، من به میان گلّه رفتم و آن بز که از پس همه گوسفندان می آمد پیش من دوید، جعفر سوگند یاد کرد که این بز در گلّه من نبوده و تا کنون آن را ندیده ام. آن بز را به مسجد آوردم و ذبح کردم. هر بیماری که از آن گوشت خورد شفا یافت.«حسن مسلم» را احضار کردیم و منافع زمین را از او گرفتیم و مسجد جمکران را با چوب و دیوار پشاندیم. سیّد زنجیرها و میخ ها را (که به عنوان نشانه بود) به قم برد و در خانه خود گذاشت. هر بیمار و دردمندی که خود را به آن زنجیر می مالید شفا می یافت.امّا پس از فوت «سیّد ابو الحسن»، آن زنجیرها پنهان گشته و دیگر کسی آنها را ندید.








حضرت فاطمه معصومه(س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود.
نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسىبنجعفر (ع) و مادر مكرمهاش حضرت نجمه خاتون(س) است.
اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت كه پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاكدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاك سيرت و نيكو سرشت به شمار ميرفت.
حضرت معصومه(س) در خانداني كه سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنكه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا(ع) عهدهدار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت.
در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يك از فرزندان امام كاظم(ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند و بدون ترديد بعد از حضرت رضا(ع) در ميان فرزندان امام كاظم(ع)، حضرت معصومه(س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقامترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقبها، تعريفها و توصيفاتي كه ائمه اطهار (ع) از ايشان كردهاند، آشكار است و اين حقيقت روشن ميسازد كه ايشان نيز چون حضرت زينب(س) «عالمه غير معلمه» بوده است.

گردش ماه بار دیگر ما را در آستانه حلول ماه مبارك رمضان قرارداد. با ورود به ماه رمضان عبادت خاص این ماه نیز در اذهان تداعی می شود. از اینرو ماه رمضان را ماه روزه نیز گفته اند. همچنین چون بنا به روایات مصداق صبر در قرآن روزه دانسته شده است (1)، آن را ماه صبر نیز گفته اند.(2) ماه خدا و ماه میهمانی الهی از دیگر اسامی است كه به اعتبارهای مختلف به این ما عزیز داده شده است .بهترین و پرفیض ترین عبادت در بهترین ایام و لیالی اوقات ، موجبات رشد و تعالی انسانها و دستیابی به قرب الهی را آسانتر می سازد و از مصادیق نور علی نور محسوب می شود.
رمضان از ماده «رمض » و اصل آن به معنای شدت تابش آفتا ب ر خاك است . علت این تسمیه آنست كه عرب ماهها را با زمانی كه در آن واقع شوند نامگذاری كرده است . رمضان در زمان شدت گرما بود و جمع آن را رمضانات گفتهاند و گفته شده رمضان از نامهای خداوند است . از مجاهد نقل شده كه نگو رمضان بلكه بگو ماه رمضان ، زیرا تو نمیدانی رمضان چیست؟ (3) نظیر این سخن با اندكی تفاوت در المیزان نیز آمده است .(4)
در مختار الصحاح ضمن قبول وجه تسمیه رمضان طبق قول مجمع البیان ، گفته است نماز ظهر ، نماز رمض خوانده می شود زیرا باید آن را در اوج شدت آفتاب خواند. همانجا علاوه بر آنكه جمع رمضان را رمضانات نوشته ، تصریح می كند كه ارمضا نیز جمع كلمه رمضان است و هم در آن كتاب رمض به معنای احتراق نیز می باشد (5) ، كه در این صورت ماه رمضان را از آن جهت رمضان می گویند كه با سوختن گناهان مومنان ، آنها پاك شده و زوائد روحی و روانی افراد صالح تصفیه می شود.
میبدی در تفسیر خود وجه تسمیه رمضان را اینگونه می گوید:
اشتیاق "رمضان" از "رمضا" است یا از "رمض" . اگر از رمضا است ، آن سنگ گرم باشد كه هر چه در آن نهند بسوزد و اگر از رمض است باران باشد كه به هرچه برسد آن را بشوید. مصطفی صلی الله علیه و آله را پرسیدند كه رمضان چه باشد؟ گفت: ارمض الله فیه دنوب المؤمنین و غفرهالهم. (6) خدواند گناهان مؤمنان را شسته و یامی سوزاند و آنها را می آمرزد.
ماه رمضان به خاطر نزول قرآن در آن ماه ، برتر شده است . خدواند متعال در آیه 185 سوره بقره می فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القران هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فلیصه ...» ماه رمضان ماهی است كه قرآن در آن برای هدایت بشر و راهنمایی و تشخیص حق از باطل نازل شده است . پس هر كس ماه رمضان را دریابد باید تمام آن ماه را روزه بدارد...
ای مردم در این ماه درهای بهشت بازست، پس از پروردگارتان بخواهید كه آن را به روی شما نبندد و درهای دوزخ بسته است پس از پروردگارتان بخواهید كه آن را به روی شما باز نكند
نه تنها قرآن در ماه رمضان فرو فرستاده شده است ، بلكه كتب دیگر آسمانی نیز در این ماه نازل شده اند . امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید :« نزلت التوراه فی ست مضین من شهر رمضان ...»(7) شش ، دوازده وهیجده روز از ماه رمضان گذشته بود كه به ترتیب تورات ، انجیل و زبور نازل شد و قرآن در شب قدر فرو فرستاده شد. علاوه بر آن مصحف ابراهیم و نوح و ... در این ماه نازل شده است .(8) پس می توان گفت كه ماه رمضان ، ماه نزول كتب آسمانی است كه خود رحمتی است از طرف خداوند برای بندگان كه با ماه رحمت خدا سازگاری نیز دارد.
طبق تصریح بیشتر دانشمندان اهل سنت ، بعثت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیز در این ماه انجام پذیرفته است . بر این اساس ماه رمضان می تواند به ماه بعثت نیز نام یابد. بر اساس نظر این گروه از دانشمندان ، بعثت پیامبر در یكی از روزهای 17 و 18 و 24 صورت پذیرفت ، اینان از یك سو چون بعثت را مقارن با نزول قرآن دانسته و از سوی دیگر و به تصریح خود قرآن ، قرآن در ماه رمضان نازل شده است و نیز با استناد به برخی روایات ، این رای را پذیرفته اند كه مستندات آنها و دلایل مخالفان این نظریه و نظریات دیگر به ویژه در درسنامه علوم قرآنی آمده كه خوانندگان به این بحثهای نسبتا مفصل مراجعه كنند.(9)
انس بن مالك می گوید:از رسول خدا شنیدم كه فرمود : این ماه رمضانست كه آمده ، در آن درهای بهشت باز و درهای آتش بسته و شیاطین در غل و زنجیر می باشند.(10)
در ماه رمضان شب قدر قرار دارد و به این وسیله یعنی به وسیله شب قدر نیز ماه رمضان از دیگر ماههای سال متمایز می شود . همان شب قدری كه از هزار ماه بهتر است و زمین از حضور ملائكه و روح بر می شود . در شرافت شب قدر همین بس كه اولیای الهی به خاطر درك آن ، تمام شبهای سال و یا حداقل تمام شبهای ماه رمضان را تا صبح به عبادت و تضرع می پرداختند تا آن را درك نمایند . شب قدر قبل از بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز وجود داشته و استمرار آن تا آخر الزمان مورد قبول اكثر قریب به اتفاق دانشمندان است و روایات نیز آن را تاكید می كند و چون شب قدر به تصریح قرآن و استظهاری كه از آیات سوره قدر و آیه 185 سوره بقره می شود ، در ماه رمضان قرار دارد، پس رمضان از ابتدا تاكنون دارای این شرافت بوده است .
غفران الهی در ماه رمضان بیش از ماههای دیگر شامل حال بندگان می شود . به طوری كه رسول گرامی اسلام «ص » ضمن روایتی می فرماید :«...در روز اول ماه رمضان دستهای شیاطین در غل و زنجیر است و در هر شب هفتاد هزار نفر آمرزیده می شوند . وقتی شب قدر شد خدا به اندازه ای كه در ماه رجب و شعبان و رمضان تا آن زمان آمرزیده است . می آمرزد و بین مومن و برادرش دشمنی باقی نمی ماند ...» (11)
در كشف الاسرار و عده الابرار خطبه ای نسبتا مفصل از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده كه آن حضرت آن را در آخر ماه شعبان ایراد فرموده است . به دلیل مفصل بودن آن ، ترجمه چند جمله را می آوریم:«ای مردم ...ماه رمضان ماهی است كه ابتدایش رحمت ، میانه اش مغفرت و انتهایش رهایی از آتش است ... و آن ماه صبر است و ثواب صبر، بهشت است و آن ماه تصفیه است و ماهی است كه در آن روزی مومن زیاد می شود ...»(12)رسول گرامی اسلام (ص ) در آخرین جمعه ماه شعبان خطبه ای خواند كه بهترین گویایی را در عظمن رمضان دارا می باشد كه ما برای تبرك و تاثیر بیشتر بر نفوس ، به بخشی از این خطبه اشاره می كنیم :
علی (ع) فرمود: برخاستم و عرض كردم : ای فرستاده خدا برترین اعمال در این ماه چیست ؟ فرمود : این ابوالحسن ! بهترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات الهی است
« ای مردم ! ماه خدا با بركت ، آمرزش و رحمت به سوی شما رو آورده است . این ماه نزد خدا برترین ماههاست . روزهای آن برتر از روزهای دیگر و شبهای آن بهترین شبها و لحظات و ساعات این ماه بهترین ساعات است . ماهی است كه به میهمانی خدا دعوت شده اید و از كسانی كه مورد اكرام خدا هستند، می باشید. نفسهای شما همچون تسبیح خدا ، خوابتان چون عبادت ، اعمالتان مقبول و دعایتان مستجاب است . بنابراین با نیتهای خالص و دلهای پاك از خداوند بخواهید تا شما را در روزه داشتن و تلاوت قرآن در این ماه توفیق دهد. چرا كه بدبخت كسی ایت كه از آمرزش الهی در این اه بزرگ محروم گردد. باگرسنگی و تشنگی خویش در این ماه به یاد گرسنگی و تشنگی رستاخیز باشید ، بر فقرا و بینوایان بخشش كنید ، پیران خویش را گرامی دارید . به خردسالان رحمت آورید و پیوند خویشاوندی را محكم سازید.
زبانهایتان را از گناه بازدارید ، چشمان خویش را از آنچه نگاه كردنش حلال نیست بپوشانید. گوشهای خویش را از آنچه شنیدنش حرام است ، بازدارید ، بر یتیمان مردم شفقت و محبت كنید تا با یتیمان شما چنین كنند ... از گناهانتان بسوی خدا توبه كنید ، هنگام نماز دستهایتان را برای دعا به سوی خدا بلند كنید ، مسلما وقت نماز بهترین ساعات است كه خداوند با رحمت به بندگانش نگاه می كند . وقتی می خوانندش ، آنها را اجابت می كند... ای مردم جانهایتان مرهون اعمالتان است، پس آن را به وسیله استغفار آزاد كنید و پشتهایتان با گناه سنگین شده است ، پس آن را با طول سجود خود سبك كنید .
بدانید كه خداوند به عزتش قسم یاد كرده كه نمازگزاران و سجده كنندگان را عذاب ندهد . روز رستاخیزی كه مردم نزد پروردگار جهانیان قیام می كنند، هرگز به آنان آتش را نشان نمی دهد...
هر كس جلوی شر را بگیرد، روز قیامت خداوند غضبش را از او می پوشاند و كسی كه یتیمی را اكرام كند ، خداوند روز قیامت او را گرامی دارد و كسی كه رحمتش را در آن به دیگران برساند، خداوند روز قیامت رحمتش را به او می رساند و كسی كه رحمتش را در این ماه قطع كند ، خدا نیز رحمتش را در روز قیامت از او قطع كند.... و كسی كه یك آیه از آیات قرآن را تلاوت كند ، مانند اینست كه اجر ختم قرآن را در غیر ماه رمضان برده باشد...
ای مردم در این ماه درهای بهشت بازست، پس از پروردگارتان بخواهید كه آن را به روی شما نبندد و درهای دوزخ بسته است پس از پروردگارتان بخواهید كه آن را به روی شما باز نكند. شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند، از پروردگارتان بخواهید كه آنان را بر شما مسلط نكند. علی (ع) فرمود: برخاستم و عرض كردم : ای فرستاده خدا برترین اعمال در این ماه چیست ؟ فرمود : این ابوالحسن ! بهترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات الهی است .» (13)
1- تفسیر القمی . ج ا ص 46. تفسیر صافی ، فیض كاشانی ، ج 1 ص 126
2- ادوار فقه، شهابی ، محمود ، ج 2 ص 41
3- مجمع البیان علامه طبرسی ، مجلد اول ص 495
4- المیزان ، علامه طباطبایی ، ج 2ص 279
5- مختار الصالح ، الرازی ، صص 257-256
6- كشف الاسرار وعده الابرار، میبدی ، ابوالفضل رشید الدین ، ج 1 ص 495
7- وسائل الشیعه ، علامه حرعاملی ، ج 7 ص 225 ، حدیث 16
8- تفسیر نمونه ، آیت الله مكارم شیرازی ، ج 1 ص 645
9- درسنامه علوم قرآنی ، جوان آراسته ، حسین ، صص 92-77
10- كشف الاسرار و عده الابرار ، ج 1، ص 490
11- وسایل الشیعه ، ج 7 ص 228 حدیث 21
12- كشف الاسرار و عده الابرار ، ج 1، ص 490
13- وسائل الشیعه ، ج 7 صص228 226 . حدیث 20
اقرا باسم ربك الذي خلق...
بخوان!
ـ محمد درهراسي و هم آلود به اطراف نگريست! صدا دوباره گفت:بخوان!
ـ اين بار محمد بابيم و ترديد گفت: من خواندن نمي دانم.
صدا پاسخ داد:
ـ بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد، آدمي را از لخته خوني آفريد، بخوان و پروردگار تو را ارجمندترين است، همو كه با قلم آموخت، و به آدمي آنچه را كه نمي دانست بياموخت.........
و او هر چه را كه فرشته وحي خوانده بود باز خواند.
ـ هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:
نام امام هفتم موسي، لقب آن حضرت کاظم کنيه آن امام " ابوالحسن " و " ابوابراهيم " است . شيعيان و دوستداران لقب " باب الحوائج " به آن حضرت داده اند . تولد امام موسي کاظم ( ع ) روز يکشنبه هفتم ماه صفر سال 128هجري در " ابواء " اتفاق افتاد .
امام موسي کاظم ( ع ) از حدود 21سالگي بنا بر وصيت پدر بزرگوار و امر خداوند متعال به مقام بلند امامت رسيد و زمان امامت آن حضرت بيش از سي و پنج سال بود که از همه ائمه بيشتر بوده است ، البته غير از حضرت ولي عصر (عج ).
کاظم يعني نگهدارنده و فروخورنده خشم . اين رفتار در برابر کسي يا کساني بوده که از راه جهالت و ناداني يا به تحريک دشمنان به اين کارهاي زشت و دور از ادب دست مي زدند . رفتار حکيمانه و صبورانه آن حضرت کم کم بر آنان حقانيت خاندان عصمت و اهل بيت را روشن مي ساخت ، اما آنجا که پاي گفتن کلمه حق در برابر سلطان و خليفه ستمگري پيش مي آمد، امام کاظم ( ع ) مي فرمود : " قل الحق و لو کان فيه هلاکک " يعني : حق را بگو اگرچه آن حقگويي موجب هلاک تو باشد
»» به بهانه میلاد پُر منّت رهبرم؛ 24/ تیرماه/ 1318
»» شعری منتشر نشده از حداد عادل تقدیم به رهبر انقلاب

»» حداد عادل درباره ی شعری که در وصف رهبر فرزانه انقلاب سروده است، می گوید؛ زمانی که این شعر "خانه ای در کوچه باغ دل" را برای ایشان خواندم، واقعاً از دلم برخاست و می دانستم که ایشان هم خوش ندارند کسی از ایشان تعریف کند و خیلی با احتیاط برای ایشان خواندم.یکبار هم بیشتر نخواندم و هیچوقت هم ایشان پس از آن، سراغ این شعر را نگرفتند و از سال 1371 تا حالا هم که 16 سال از سرودن شعر می گذرد، این شعر هیچ جایی چاپ نشده است.(شهریور1387)
ای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه
آفتاب صورتت خورشید فردای همه
ای دل دریاییات کشتی نشینان را امید
وی نگاه روشنت فانوس دریای همه
ای بیان دلنشینت بارش باران نور
وی کلام آتشینت آتش نای همه
خندههای گاهگاهت خنده خورشید صبح
شعله لرزان آهت شمع شبهای همه
قامتت نخل بلند گلشن آزادگی
سرو سرسبزی سزاوار تماشای همه
گر کسی از من نشانی از تو جوید،گویمش
خانهای در کوچه باغ دل، پذیرای همه
لاله زار عشق یکدم بی گل رویت مباد
ای گل رویت بهار عالم آرای همه
كلمه شيطان
كلمه شیْطان از ماده "شطن" گرفته شده، و "شاطن" به معناى "خبيث و پست" آمده است، و شيطان به موجود رانده شده، سركش و متمرد اطلاق مى شود و به معنى روح شرير و دور از حق ، نيز آمده است.
"شيطان" اسم عام (اسم جنس) است ، در حالى كه "ابليس" اسم خاص (عَلَم) مى باشد، و به عبارت ديگر شيطان به هر موجود موذى و منحرف كننده و طاغى و سركش ، خواه انسانى يا غير انسانى مى گويند، ونام ابليس در باورهاي اسلامي شيطان,به معناي كسي كه ادم را فريب داده است.
شيطان به موجود موذى و مضر گفته مى شود، موجودى كه از راه راست بر كنار بوده و در صدد آزار ديگران است ، موجودى كه سعى مى كند ايجاد دودستگى نمايد، و اختلاف و فساد به راه اندازد، و اينكه به ابليس هم شيطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است كه در او وجود دارد.
شيطان معانى مختلفى دارد، كه يكى از مصداقهاى روشن آن ابليس و مصداق ديگر آن انسانهاى مفسد و منحرف كننده است.
مجلس عزاداري بمناسبت عروج شهادت گونه سفیر کربلا حضرت زینب سلام الله علیها
بامداحي مداحان اهل بيت عصمت و طهارت
:حاج مهدی محمدی
:کربلایی سجاد عزیزی و سجاد ،سعیدلرستاني
برگزار ميگردد .
سخنران :سردارحاج جمال عزتی
زمان : سه شنبه شب ساعت ۵/۹ شب
تاريخ : ۱۶تیر۱۳۸۸
مكان :ایستگاه ۱فرهنگيان فاز۲ بلوار شهید آوینی کوی کوثر۲منزل سجادرضایی
قدوم خواهران وبرادران را گرامي مي داريم .





ادامه دارد

«بسترهاي شكل گيري نومانكلاتورا(2) (طبقه خواص) در دو دهه اخير در ايران»
دکتر مظفر نامدار(رييس پژوهشكده مطالعات فرهنگهاي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي)
مولای متقیان علی علیه السلام می فرماید:
فَاعتَبِرُوا بِحَالِ وَلَدِ اِسمَاعِيلَ وَ بَنِي اِسحَاقَ وَ بَنيِ اِسرَائِيلَ عَلَيهِمُ السَّلَامُ فَمَا اَشَدَّ اعتِدَالَ الاَحوَالِ، وَ اَقرَبَ اشتِبَاهَ الاَمثَالِ
از حال فرزندان اسماعیل و اسحاق و یعقوب علیه السلام عبرت گیرید. چقدر احوال امّت ها به یکدیگر شبیه، و ماجراهای آنان به هم نزدیک است. (3)
میخاییل وسلنسکی یکی از چند صد نفر صاحبان امتیاز در اتحاد جماهیر شوروی سابق بود که رهبری مجامع شوراها در این کشور را بعهده داشت. او در کتابی به نام " نومانکلاتورا " نحوه شکل گیری یک طبقه ممتازسرخ و زندگی روزمره این دیوانسالاری جدید را در انقلاب کمونیستی شرح می دهد. وسلنسکی در توصیف مفهوم " نومانکلاتورا " می گوید: طبقه ممتازان و عالیجنابان سرخ که در شوروی و کشورهای اروپای شرقی حکومت می کردند. گروهی بسته که اگرچه کاملاً با حزب مخلوط نبودند ولی قدرت و ثروت عمومی را در اختیار داشتند.
شکل گیری طبقات ویژه، ممتاز، عالیجنابان و خواص؛ در هر جنبش مردمی و عدالتخواهانه، در هر نظام دینی و در هر جامعه ای همیشه بزرگترین آفت وخطرناک ترین عامل در آسیب شناسی جنبش های اجتماعی ونظامهای مردم سالار و آرمان های انقلابی می باشند. عالیجنابان یا خواص کسانی هستند که تلاش می کنند با حفظ پایگاه قدرت و ثروت در ساخت سیاسی جامعه، اثرگذاری خود را حفظ کنند و در توزیع منزلت های اجتماعی خود را تعیین کننده نشان دهند.
آدرس وبلاگ ما عوض شد.
سلام به همه هشهریان وهموطنان داخل كشور وسلام به هموطنان خارج ازكشور كه ازما بازدید می كنند.
بعلت شیطنت ضد انقلابیون وطرفداران میرحسین موسوی بخاطردستكاری وبلاگ فانوس کرمانشاه و انتشار ویروس و... وهم اینكه اخبار محرمانه ای داریم كه يكي ازادارات شهر... یكی دو نفر از پرسنلش دمی برای این وبلاگ جنبانده اند، این وبلاگ از سیستم میهن بلاگ( http://www.rihanah-hosein.mihanblog.com/)كه دارای امنیت پایینی است، به سیستم بلاگفا (هیات ریحانةالحسین س کرمانشاه )با نام فانوس جدید کرمانشاه تغییر مكان میدهد. آدرس جدید ما :
http://rihanah-hosein.blogfa.com/
لطفا آدرس جدید را ذخیره كنید وبه دیگران هم اطلاع دهید.
بطلان قیاس - مناظره امام صادق(ع) با ابو حنيفه
روزی ابوحنیفه[1] برای ملاقات با امام صادق ـ علیهالسّلام ـ به خانه امام آمد و اجازه ملاقات خواست، امام اجازه نداد.
ابوحنیفه گوید: جلو در، مقداری توقف كردم تا اینكه عدهای از مردم كوفه آمدند و اجازه ملاقات خواستند به آنها اجازه داد، من هم با آنها داخل خانه شدم. وقتی به حضورش رسیدم گفتم:
شایسته است كه شما نمایندهای به كوفه بفرستید و مردم آن سامان را از ناسزا گفتن به اصحاب محمد نهی كنی بیش از ده هزارنفر در این شهر به یاران پیامبر ناسزا میگویند.
امام: مردم از من نمیپذیرند.
ابوحنیفه: چگونه ممكن است سخن شما را نپذیرند در صورتیكه شما فرزند پیامبر خدا هستید؟
امام: تو خودت یكی از همانهائی هستی كه گوش به حرف من نمیدهند، مگر بدون اجازه من داخل خانه نشدی، و بدون اینكه بگویم ننشستی، و بی اجازه شروع به سخن گفتن ننمودی؟ شنیدهام كه تو بر اساس قیاس[2] فتوا میدهی؟
ابوحنیفه: آری.
امام: وای بر تو كه، اولین كسی كه بر این اساس نظر داد شیطان بود، وقتی كه خداوند به او دستور داد كه به آدم سجده كند گفت: من سجده نمیكنم زیرا كه مرا از آتش آفریدی، و او را از خاك و آتش گرامی تر از خاك است.
سپس امام برای اثبات بطلان قیاس، مواردی از قوانین اسلام كه بر خلاف این اصل است را ذكر نموده و فرمود:
به نظر تو قتل ناحق (كشتن كسی به ناحق) مهمتر است، یا زنا كردن؟
ابوحنیفه: كشتن كسی بنا حق.
امام: بنابراین اگر عمل كردن به قیاس صحیح باشد، پس چرا برای اثبات قتل، دو شاهد كافی است، ولی برای ثابت نمودن زنا چهار گواه لازم است؟ آیا قانون اسلام با قیاس توافق دارد؟!
ابوحنیفه: نه.
امام: بول كثیف تر است یا منی؟ ابوحنیفه: بول.
امام: پس چرا خداوند در مورد اوّل، مردم را به وضو امر كرده، ولی درمورد دوّم، دستور داده غسل كنند، آیا این حكم با قیاس توافق دارد؟
ابوحنیفه: نه.
امام: نماز مهمتر است یا روزه؟ ابوحنیفه: نماز.
امام: پس چرا بر زن حائض، قضای روزه واجب است ولی قضای نماز واجب نیست؟ آیا این حكم با قیاس توافق دارد؟
ابوحنیفه: نه.
امام: شنیدهام كه این آیه را كه «در روز قیامت به طور حتم از نعمتها سؤال میشوید»[3] چنین تفسیر میكنی كه: خداوند مردم را از غذاهای لذیذ و آبهای خنك كه در فصل تابستان میخورند مؤاخذه میكند؟
ابوحنیفه: درست است، من این آیه را اینطور معنا كردهام.
امام: اگر مردی ترا به خانهاش دعوت كند و با غذای لذیذ و آب خنكی از تو پذیرائی كند و بعد برای این پذیرائی به تو منت گذارد، درباره چنین كسی چگونه قضاوت میكنی؟
ابوحنیفه: میگویم آدم بخیلی است.
امام: آیا خداوند بخیل است تا اینكه روز قیامت در مورد غذاهائی كه به ما داده، ما را مورد مؤاخذه قرار دهد؟!
ابوحنیفه: پس مقصود از نعمتهائیكه قرآن میگوید انسان مؤاخذه میشود، چیست؟
امام: مقصود، نعمت دوستی ما خاندان رسالت است.[4]
[1] . نامش نعمان بن ثابت است و یكی از ائمه چهارگانه اهل سنت و مؤسس فرقه حنفی است، كه متولد سنه 80 و متوفی 150 هجری میباشد.
[2] . قیاس عبارت است از اینكه حكمی را خداوند برای موردی بیان نموده، بدون اینكه وجود علت آن حكم در مورد دیگری شناخته گردد، در مورد جاری كنیم.
[3] . ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم ( التكاثر 8).
[4] . بحار الانوار ج 10 ص 220 .
|
LastSOLDIER |
0 | 5 | |||
|
sina |
0 | 4 | |||
|
sina |
0 | 4 | |||
|
sina |
0 | 5 | |||
|
sina |
0 | 7 | |||
|
sina |
0 | 6 | |||
|
sina |
0 | 4 | |||
|
LastSOLDIER |
1 | 12 | |||
|
Google |
10 | 44 | |||
|
Google |
3 | 36 | |||
|
mehran2525 |
3 | 57 |
![]() |

|
خجسته باد |
|
22 بهمن |
| ||||
|
خمینی ای امام |
|
الله الله |
| ||||
|
لاله در خون |
|
الله الله لا اله الا الله |
| ||||
|
مسلمانان به پا خیزید |
|
الله اکبر |
| ||||
|
سفر مبارک |
|
آرمانم شهادت |
| ||||
|
سنگر اسلام |
|
ارتش برادر ما |
| ||||
|
سپیده اولین بهار |
|
بهاران خجسته باد |
| ||||
|
خجسته باد این پیروزی |
|
بهمن خونین |
| ||||
|
شهید |
|
دیو چو بیرون رود |
| ||||
|
شهیدان خدایی |
|
ای بسیجی |
| ||||
|
تو ای طلایی سحر |
|
گلزار وطن |
| ||||
|
وطنم |
|
ایران ایران |
يادم بود که رفتي و اصغر بدوش تو
اي ماه خون گرفته که امشب بر آمدي
نازم سرت، به سرکشي دخترآمدي
تو باغبان عشقي و از دشت لاله ها
در پيش يک چمن گل نيلوفر آمدي
بزن مرا كه يتيمم ، بهانه لازم نيست ...
مرا كه دانه اشك است دانه لازم نيست
به ناله انس گرفتم ، ترانه لازم نيست
ز اشك ديده به خاك خرابه بنوشم
به طفل خانه به دوش ، آشيانه لازم نيست
ديگر رقيه اى نبود در كنار ما...
رفتيم و ماند نزد شما يادگار ما
جان شما و دخترك گلعذار ما
رفتيم و ماند خاطره اى سخت جانگداز
ز اين شهر پر بلا، به دل داغدار ما
زبان حال رقيه بنت الحسين عليه السلام
صبا به پير خرابات از خرابه شام
ببر ز كودك زار، اين جگر گداز پيام
كه اى پدر ز من زار هيچ آگاهى
كه روز من شب تار است و صبح روشن شام
روز ما در شامتان جز شام ظلمانى نبود
بيت الاحزان مرا امشب صفا دادى پدر
روز ما در شامتان جز شام ظلمانى نبود
اى زنان شام ، اين رسم مهمانى نبود
سنگ باران مسلمان ، آنهم آخر از بالاى بام
اين ستم بالله روا در حق نصرانى نبود
اگر بيمار شد كس گل برايش مى برند و من ...
دوباره از سقيفه دست آن ظالم برون آمد
كه مثل مادرم زهرا ز سيلى پاره شد گوشم
من آن شمعم كه آتش بس كه آبم كرد، خاموشم
همه كردند غير از چند پروانه ، فراموشم
گرديد فلك و اله و حيران رقيه
گشته خجل او از رخ تابان رقيه
آن زهره جيينى كه شد از مصدر عزت
جبريل امين خادم و دربان رقيه
تو زاده بوالحسنى يا ابه
آه كه بميرد ز غمت دخترت
گفت رقيه به دو چشمان تر
با سر ببريده پاك پدر
آه كه شد خاك عزايم به سر
از عاشقان كربلا اشك ديده است
اين گنج غم كه در دل خاك آرميده است
اين دختر حسين سر از تن بريده است
اين است دخترى كه پدر را به خواب ديد
كز دشت خون به نزد اسيران رسيده است
پرده بردار ز رخساره بى پيكر خويش
بار ديگر بگشاى آن لب چون شكر خويش
بى تو شد صرت من ، چون ورق برگ خزان
دست من گير و ببر باز مرا در برخويش
زايرين ، من پيروى از رادمردان كرده ام
پيروى از نهضت شاه شهيدان كرده ام
باب من در كربلا جان داد و دين را زنده كرد
من هم آخر جان فداى امر قرآن كرده ام
پاى گلگون شده از خار مغيلان دارم
شعر : صغير اصفهانى
پاى گلگون شده از خار مغيلان دارم
رخ نيلى شده از سيلى عدوان دارم
باز خواهم كه جهان يكسره غمخانه كنم
ساز فرياد و فغان از دل ديوانه كنم
به كنج شام ويران دختر نيك اخترى دارد
شعر: على اكبر پيروى
چه با آن نوگل بستان زهرا عليه السلام شد، خدا داند
كه رفت از هوش و شد مدفون و آنجا بسترى دارد
حسين بن على عليه السلام در شام ويران دخترى دارد
به كنج شام ويران دختر نيك اخترى دارد
روزگار آتش بيداد افروخت
شعر: عبدالله مخبرى فرهمند
دست كين خيمه و خرگاه تو سوخت
كودكى را كه پدر در سفر است
روز و شب ديده حسرت به در است
تا زمانى كه بود چشم به راه
هستى زينب ، نمى خوابى چرا؟
كار ما را ناله مشكل كرده است
كاروان در شام منزل كرده است
نازنينانى كه نور ديده اند
در دل ويرانه اى خوابيده اند
به گفته آگاهان قرار است مراسم معارفه وی و تودیع مهندس صائمی مدیرعامل سابق روز شنبه آینده با حضور دکتر ریاضی معاون وزیر ارتباطات برگزار شود.
شايان ذكر است که مهندس آمویی کرمانشاهی الاصل واز مومنين انقلابي می باشد.او بزرگ شده محله فقير نشين تازه آباد ومردي خود ساخته وجدي است.
